تبليغاتX
همه چیز
همه چیز از همه جا و همه کس # sms # ترفند # کامپیوتر # عکس و لینک جالب #...

در اين دنياي عجيب و غريب از ديدن خيلي از چيزها هاج و واج مي شوي اين هم گوشه‌اي از آن اطلاعات عجيب . در اين دنياي سرشار از شگفتي نميشه‌ خيلي از چيزها را باور نکني .

يک سوسک حمام مي‌تواند 9 روز بدون سر زندگي کند تا اينکه از گرسنگي بميرد.

يک کوروکوديل نمي‌تواند زبانش را بيرون در بياورد.

حلزون مي‌تواند 3 سال بخوابد.

به طور ميانگين مردم از عنکبوت بيشتر مي‌ترسند تا از مرگ!

اگر جمعيت چين به شکل يک صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل هيچ‌وقت تمام نخواهد شد.

خطوط هوايي آمريکا با کم کردن فقط يک زيتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جويي کند.

ملت آمريکا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا مي‌خورند.

چشم‌هاي شترمرغ از مغزش بزرگتر است.

بچه‌ها بدون کشکک زانو متولد ميشوند. کشکک‌ها در سن 2 تا 6 سالگي ظاهر مي‌شوند.

کوبيدن سر به ديوار 150 کالري در ساعت مصرف مي‌کند.

پروانه‌ها با پاهايشان مي‌چشند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 12:49  توسط شهرام | 
 
                                      

نقل است که ناصرالدین شاه وقتی به اولین سفر اروپایی خود رفت در کاخ ورسای و توسط پادشاه فرانسه- یکی از همین لویی هایی که امروز تبدیل به میز و صندلی شده اند- از او پذیرایی شد، بعد از مراسم شام، اعلیحضرت سلطان صاحبقران به قضای حاجتش نیاز اوفتاد و با راهنمایی یکی از نوکرها به سمت یکی از توالت های کاخ ورسای هدایت شد. سلطان صاحبقران بعد از ورود به دستشویی هرچه جستجو کرد چیزی شبیه به "مبال" های سنتی خودمان پیدا نکرد و در عوض کاسه ای دید بزرگ که معلوم نبود به چه کار می آید، غرورش اجازه نمی داد که از نوکر فرانسوی بپرسد که چه بکند پس از هوش خود استفاده کرد و دستمال مبارکش را بر زمین پهن کرد و همان جا....! حاجت که برآورده شد سلطان مانده بود و دستمالی متعفن؛ این بار با فراغ خاطر نگاهی به اطراف انداخت و پنجره ای دید گشوده بر بالای دیوار و نزدیک به سقف که در دسترس نبود پس چهار گوشه ی دستمال را با محتویات ملوکانه اش گره زد و سر گره را در دست گرفت و بعد از این که چند بار آن را دور سر گرداند، تا سرعت و شتاب لازم را پیدا کند، به سوی پنجره ی گشوده پرتاب کرد تا مدرک جرم را از صحنه ی جنایت دور کرده باشد. گویا نشانه گیری ملوکانه خوب نبوده چون دستمال بعد از اصابت به دیوار باز می شود و محتویات آن به در و دیوار و سقف می پاشد. وضع از اول هم دشوارتر می شود. سلطان، بالاجبار، غرور را زیر پا می گذارد، از دستشویی بیرون می رود و به نوکری که آن پشت در انتظار بود کیسه ای پول طلا نشان می دهد و می گوید این را به تو می دهم اگر این کثافت کاری که کرده ام رفع و رجوع کنی. می گویند نوکر فرانسوی در جواب ایشان تعظیم می کند و می گوید من دو برابر این سکه ها به اعیلحضرت پادشاه تقدیم خواهم کرد اگر بگویند با چه ترفندی توانسته اند روی سقف برینند!

و به این ترتیب ناصرالدین شاه یکی از اولین ایرانی هایی بود که در برخورد با تمدن غرب دچار "شوک آفتابه" شد و خود را باخت. هنوز هم زیادند کسانی که وقتی برای اولین بار متوجه می شوند "آفتابه" یک اصل مسلم بین المللی نیست و می توان بدون آن هم زندگی کرد خود را گم می کنند و یک شبه فرنگی می شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 12:41  توسط شهرام | 

همیشه از گوش چپ تان برای استفاده از تلفنهای موبایل استفاده نمائید.

 

 

ریسک باالقوه (پتانسیال) جدید ناشی از استفاده تلفنهای موبایل یا سلولی:

دانشمندان کشف کرده اند که چنانچه سلولهای زیر جـلـدی (Endothalial)  ( که رگـهـای

خونی کوچک  در مغز انسانها را می پوشانند) ، در مـعرض  اشـعـه هـای تلفنهای موبایل

 قرار گیرند، این اشعه ها به  حصار خونی مغز صدمه می زند. این حصار، یک حصار ایمن

و نیز حیـاتی برای مغز انسانها بوده که از ورود مواد زیانبار و آسیب زننده موجود در خـون

 به مغز جلوگیری می نماید.

 

 

توضیح  در مورد عبارتی که با کلمهء Blood Vessels ….شروع میشود

(در شکل بالا):                          

رگهای خونی در مغز.

 

 توضیح در مورد عبارت Radiation (در شکل بالا):

 اشعه: تلفنهای  موبایل،  ریز موج ها یا  امواج  ریز  یا  ماکروویوها  را  ایجاد

مینمایند.                                                                 

 

 توضیح در مورد عبارت Damage (در شکل بالا)                     

 صدمه: سلولهای  زیر جلدی (Endothelial)  بعد  از  یک ساعت قرارگیری در

 معرض  اشعه های تلفنهای  موبایل در  مقایسه با  حدمجاز اشعهء تلفنهای 

موبایل  (که  2  وات  برای  هـر کیلو بـافـت انـسـانی می باشد)،  تحت

فشار قرار می گیرند.                                              

 

 Artery: سرخرگ 

 

Endothelial Cells: سلولهای زیر جلدی.                                                                         

                       

 

توضیح در مورد عبارت Red Blood….  (در شکل بالا): 

گلبولهای قرمز اکسیژن به مغز میرسانند.

 

بستر مویرگها در مغز (Capillary bed in Brain)

 

توضیح در مورد عبارت Capillary        

مویرگ ها:  دیواره مویرگها فقط از  یک لایه از سلولهای بسیار نازک زیر جلدی

(Endothelial) تشکیل شده اند.

 

گلبولهای قرمز (Red Blood Cells)

 

اکسیژن، مواد مغذی و آب به مغز عبور داده شده یا وارد میشوند.

 

 توضیح در مورد عبارت (Blood-brain barrier):

 حصار (جدا کننده) خون در مغز: ریز موج ها یا امواج مایکروویوها

باعث ایجاد تغییرات در ساختار پروتئینی سلولهای زیر

جلدی(Endothelial) شده و ازاینرو به وارد شدن ترکیب

های سمی به مغز اجازه می دهد.

 

 

(منبع: اداره مسئول در مورد ایمنی هسته ای و اشعهء فنلاند.)

 

 

سعی کنید که زمانیکه از تلفن موبایل یا سلولی استفاده مینمایید

حتما"  از گوش  چپ تان برای اینکار استفاده کنید. بعلت اینکه اگر

از گوش راست تان استفاده  نمایید، اشـعـه ها  مستقیما" بر روی

مغز شما  تاثیر  خواهند  گذاشت. این یک واقعیت به اثبـات رسیده

از تـیـم  پزشکی آپولو (Apollo) می باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 11:38  توسط شهرام | 

سلام

حال؟ احوال؟

خداییش من که نمی رسم آپ کنم ولی ممنون از دوستانی که همیشه سر می زنند.خدا خیرتون بده من قبلا هم گفتم این واسم خیلی ارزشمنده که یکی به فکرم باشه و واسم وقت بزاره  خلاصه جبران که نمیشه کرد بازم ممنون.

یه سری به این وبلاگ هم بزنید حالا چه بی نظر چه بانظر      smsbazee.blogfa.com 

خوب فعلا . ذکرتون مدام جمیل بی بدیل همیشه پشت و پناهتون.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 14:22  توسط شهرام | 

 

پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه ، ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی می کنه . مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه .


به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه . برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم . به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو کیف می کنه که مرد شده . دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه .

 


سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه . خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .

 


شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) . وای وای وای... نگو خواهر... ...(این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها(به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد

 


هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ......کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد . فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه . پس اول از همه موهاشو بلند می کنه . بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت" می کنه . بعدشم یه دمب اسبی و... تمام . دخترکش شد اروای عمه اش.

 


"هدف ما جلب رضایت شماست"
این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن . بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که "انسان جایزالخطاست" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره. سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی... می شه مث کلاه قرمزی...
موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره . نماد خودشه و دختری که انشالا اونرو باهاش آشنا می شه . عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟
یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای "ژرمن شپرد" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله "بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی" می ندازه . بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا .
اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و...
اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن .
می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بینه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده . شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری... می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی "خانم بچه ها" می بینه "حاج خانم" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره . بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان... که می فهمن بله... آقا ایدز داره . وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه : یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه : دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون می کنم

 

...

نمیدونم این مطلب طنز بود یا واقعیت؟ ولی همیشه طنزها از واقعیت ریشه میگیرن ! امیدوارم شما ها حواستونو خوب جمع کنین

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 14:26  توسط شهرام | 



تست روز :
الف) کداميک خواب است؟
ب) کداميک بيدار؟
ج) کداميک خوشحال؟
د) کداميک ناراحت؟
ه) کداميک مست؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 22:6  توسط شهرام | 
گزارش کار آزمایشگاه فیزیک ۱ این هفته در مورد دوره تناوب آونگ ساده بوود که می تونید تو ادامه مطلب چیز به در بخوری درین مورد پیدا کنید

نظر   نظر   نظر یادتون نره ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 0:30  توسط شهرام | 

در اينجا چهار سؤال معمولي و يك سوال جايزه وجود دارد. شما بايد فوراً به آنها پاسخ دهيد. شما نبايد وقت زيادي تلف كنيد، به همة سوالات فوراً پاسخ دهيد.

خواهشا تقلب نکنین و قبل از خوندن سوال پاسخ رو نگاه نکنید
قبوله؟ پس آماده؟ حركت!

۱) سؤال اول:
شما در يك مسابقة سرعت شركت كرده‌ايد. از نفر دوم سبقت مي‌گيريد. اكنون در چه جايگاهي قرار داريد؟
جواب:
اگر پاسخ شما جايگاه اول بوده، بطور حتم شما داريد اشتباه مي‌كنيد! اگر شما از نفر دوم سبقت بگيريد، جايگاه او را به دست خواهيد آورد پس دوم مي‌شويد!
آيا جوابتان درست بود؟ نه؟ تو سؤال بعدي بيشتر سعي كن. آري/ نه؟ براي جواب دادن به سوال دوم به اندازه‌اي كه در سؤال اول وقت تلف كردي،
سؤال دوم:
اگر از نفر آخر سبقت بگيريد، جايگاه شما…؟
جواب:
اگر پاسخ شما جايگاه يكي‌مانده به آخر بوده، دوباره داريد اشتباه مي‌كنيـد! به من بگو ببينم: تو چطور ميتوني از نفر آخر سبقت بگيري؟؟؟؟
تا اينجا كه زياد خوب نبودي! بودي؟

۳) سؤال سوم:
يه سؤال خيلي سادة رياضي! توجه: اين مسئله فقط بايد در كلة شما حل شود! از كاغذ و قلم و ماشين‌حساب استفاده نكنيد. و حالا سوال:
1000 تا بگير و 40 تا بهش اضافه كن.
حالا 1000 تاي ديگه بهش اضافه كن.
حالا 30 تا اضافه كن.
1000 تاي ديگه اضافه كن.
حالا 20 تا اضافه كن.
حالا 1000 تاي ديگه هم اضافه كن.
حالا 10 تا بهش اضافه كن.مجموعش چقدر شد؟
جواب:
مجموعش شد 5000 تا؟ جواب درست در حقيقت 4100 مي‌باشد! قبول نداري؟ با ماشين حساب خودت چك كن! امروز قطعاً روز تو نيست. ميشه سؤال آخر را درست جواب بِدي؟

۴) سؤال چهارم:
پدر مريم پنج تا دختر داره:
نانا،
نِ‌نِ،
ني‌ني،
نُ‌نُ،
اسم دختر پنجم چيه؟
جواب:
نونو؟ نــــــه! البته نه. اسمش مَريمه! سؤال رو دوباره بخون.

جایزه) خُب، حالا سؤال جايزه:
يه آقاي كر و لالي ميخواد مسواك بخره. با در آوردن اداي مسواك زدن، اون ميتونه خواسته‌اش را به دكاندار حالي كنه و موفق به خريد مسواك بشه.
سؤال:
حالا اگه يه مرد كوري بخواد عينك آفتابي بخره، چطوري بايد منظورش رو به فروشنده حالي كنه؟
جواب:
اون فقط بايد دهنشو باز كنه و اينو از فروشنده بخواد. به همين سادگي!
* خودتو چطور ديدي؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 16:12  توسط شهرام | 

عمل جراحی یک دختر 8 پا

pix2pix.org - عمل جراحی یک دختر 8 پا pix2pix.org - عمل جراحی یک دختر 8 پا pix2pix.org - عمل جراحی یک دختر 8 پا

عمل جراحی موفقیت‌آمیز دختر 8 اندامی هندی

برای دیدن متن خبر و ادامه ی عکس ها ادامه مطلب رو باز کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 16:58  توسط شهرام | 

نوزادی که به دنیا می آید و او را قنداق می کنند چه قدر شبیه آدمی است که می میرد و او را کفن می کنند... گویی ما به هر دنیایی که وارد می شویم دست و پایمان را می بندند... و این رسم آدم هاست که همیشه ناتوان ها را در بند می کنند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 14:47  توسط شهرام | 

چارلي چاپلين به دخترش: تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده! هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر باشد به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم زيرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 14:44  توسط شهرام | 

روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش

           در دامن سکوت  به تلخی گریستم

                    نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها

                            دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 14:40  توسط شهرام | 

تو ممکن است فقط یک انسان در این دنیا باشی

                 ولی برای برخی

                                          تو خود دنیا هستی

                                        <<گابریل گارسیا مارکز>>

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 7:25  توسط شهرام | 

او شراب بوسه می خواهد ز من

       من چه گویم قلب پر امید را

              او به فکر لذت و غافل که من

                       طالبم آن لذت جاوید را

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 7:7  توسط شهرام | 

پنداشتی که چون ز تو بگسستم

 

             دیگر مرا خیال تو در سر نیست

 

               اما چه گویمت که جز این آتش

 

                     بر جان من شرار دیگر نیست

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 20:22  توسط شهرام | 

                                                       مسابقه :

شما هم جزء باهوش های دنیا هستید؟

آیا شما هم جزء ۲ درصد افراد باهوش دنیا هستید ؟ پس مسئله ی زیر را حل کنید و دریابید که در میان افراد باهوش جهان قرار دارید یا خیر هیچ گونه کلک و حقه ای درین مسئله وجود ندارد و تنها منطق محض می تواند شما را به جواب برساند .

۱- در خیابانی پنج خانه با پنج رنگ مختلف وجود دارد .

۲- در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت زندگی می کند.

۳- این پنج صاحب خانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند و سیگار متفاوت می کشند و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند .

سوال: کدام یک از آنها در خانه ماهی نگهداری می کند؟

راهنمایی:

۱- مرد انگلیسی در خانه ی قرمز زندگی می کند .

۲- مرد سوئدی یک سگ دارد.

۳- مرد دانمارکی چای می نوشد.

۴- خانه ی سبز در سمت چپ خانه ی سفید قرار دارد .

۵- صاحب خانه ی سبز قهوه می نوشد.

۶- شخصی که سیگار pallmall می کشد  پرنده پرورش می رهد.

۷-صاحب خانه زرد سیگار dunhill می کشد.

8- مردی که در خانه ی وسطی زندگی می کند شیر می نوشد.

9- مرد نروژی در اولین خانه زندگی می کند.

10- مردی که سیگار blends می کشددر کنار مردی که گربه نگهداری می کند زندگی می کند.

11- مردی که اسب نگهداری می کند در کنار مردی که سیکار dunhill می کشد زندگی می کند.

12- مردی که سیگار blue master  می کشد نوشابه می نوشد.

13- مرد آلمانی سیگار prince می کشد.

14-مرد نروژی در کنار خانه ی آبی زندگی می کند.

15- مردی که سیگار blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد.

آلبرت انیشتن این معما را در قرن نوزدهم میلادی نوشت به گفته ی وی نود و هشت درصد مردم جهان نمی توانند این معما حل کنند! شما چطور ! 

این معما رو آقا رضا (یکی از فامیلا) واسم آورد من  که تونستم توی کمتر از یک ربع حلش کنم ببینم شما ها چه کار میکنید ! هر کی جواب آخر رو خواست به من مسیج بده  (  id : anishtan38417  )

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 14:39  توسط شهرام | 

دانلود مداحي به مناسبت شهادت امام جعفر صادق(ع)

 

Download Play نیمه شب
Download Play یا رب
Download Play مصموم امام صادق
Download Play زهر جفا
Download Play داغ صادق
Download Play کنج بقیع
Download Play غربت صادق
Download Play مظلوم امام صادق

مداحی از حاج محمود کریمی 

برای دانلود لینک های زیر وارد صفحه جدید که شدید در پایین صفحه روی گزینه  Download File  کلیک کنید

حاج محمود کریمی روضه شهادت امام جعفر صادق (ع)      قسمت اول           دانلود

حاج محمود کریمی روضه شهادت امام جعفر صادق (ع)      قسمت دوم          دانلود

حاج محمود کریمی مداحی شهادت امام جعفر صادق(ع)    قسمت اول          دانلود

حاج محمود کریمی مداحی شهادت امام جعفر صادق(ع)    قسمت دوم         دانلود

حاج محمود کریمی مداحی شهادت امام جعفر صادق(ع)    قسمت سوم       دانلود

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 9:38  توسط شهرام | 

               شهادت مظلومانه ی امام صادق بر تمام مسلمانان تسلیت باد

                          

به نظر شما غربت از امام رضا(ع) است با اوون همه زائرش و با اوون حرم باشکوهش

یا غربت رو باید توی کنج بقیع دنبالش بوود .

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 9:37  توسط شهرام | 

یه بازی جالب و البته باز هم فلش(گلادیاتور)  حتما دانلود کنید

با حجم ۶۹۹ کیلو بایت کمتر از ۲ دقیقه لود میشه

                                           

                                           

دانلود: http://www.4shared.com/file/28169215/73d1b340/Gladiatorfaghat-baroonblogfacom.html

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 8:59  توسط شهرام | 

یه کلیپ دیگه ی فلش که خیلی خیلی قشنگه- دوباره دلم هوای با تو بودن کرده - و مطمئن هستم که از دانلودش پشیمون نمی شید(حدا کثر 5 دقیقه طول میکشه)

دانلود: http://www.4shared.com/file/28159232/98233eb1/2bare_faghat-baroonblogfacom_.html

(دانلود کردن از سایت فور شیر رو که بلد هستید انشالله . من که دفه ی اول گول خوردم و با دیدن یکی دو تا پنجره که مث پنجره های اخطار و خطا می مونه فکر کردم لینکه دانلود خراب شده ولی نه بدون توجه به اوونا روی download fileکلیک کنید)

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 5:1  توسط شهرام | 

                                وقتی آنچه داریم می بخشیم

                           آنچه را نیازمندیم آنیم

                            دریافت خواهیم کرد

               خودمونیما نظراتون خیلی کم شده دیگه آدم آپ کردنش نمیاد

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 20:28  توسط شهرام | 

چيه شتر سواري كه دولا دولا نميشه . حتما فكر مي كنيد هيچكس هم نمي بينه . باشه شما مشغول باشيد من مواظبم ماشين گشت نياد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 6:44  توسط شهرام | 

يه روز از يه پايين شهري مي پرسن "زن ذليلي" يعني چي؟ ميگه: همونيه كه بالا شهريها بهش ميگن تفاهم

3 تا پیرزن تصمیم می گیرن شوهر کنن. یه آگهی می دن تو روزنامه:
با یکی ازدواج کن... 2 تا جایزه بگیر!

كاشكي علم انقدر پيشرفت كرده بود كه از همين جا با بيل ميزدم تو ملاجت

از ترکه نون می پرسن درد عشق بدتره يا درد دندون؟ می گه هنوز تو اتوبوس شاشت نگرفته که بفهمی کدوم بدتره!

در پي اخذ رتبه ي ششم توسط يانگوم او اعلام كرد از زماني كه زير نظر استاد شين درس مي خوانده از كتاب هاي گاج استفاده مي كرده!



پاسخ اپراتور موبايل در مركز بروجرد هنگامي كه مشترك در دسترس نيست: ًْمشترك مورد نظرنيسا. نه كه نيسا. هسا. دم دست نيسا

اي آفتاب خوبان، مي‏جوشد اندرونم يك ساعتم بگنجان در سايه عنايت غلام همت آن رند عاقبت سوزم كه در گدا صفتي كيمياگري داند

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکديگــر نگــــاه کنيم

سه تا ترک دير به قطار مي رسن دنبالش مي دون، دوتاشون بالاخره به هر بدبختي که شده سوار ميشن، سومي نميرسه، شروع مي کنه به خنديدن ، ميگن چرا مي خندي؟ ميگه آخه اونا واسه بدرقه من اومده بودن

يه روز يه پير مرده سوار الاغ اش شده بود و چوپوق مي كشيد... چند تا جوون تهراني بهش گير ميدن ميگن عمو جان از چوپوق ات بده الاغ هم بكشه! پيرمرده مكسي مي كنه :ميگه الاغ ام بچه تهرونه چوپوق نمي كشه. وينيستون مي كشه!!!

يه روز به يه تركه ميگن با ماهيچه جمله بساز ميگه: خر در برابره ما هيچه!

به ترکه مي گن با جيش جمله بساز: ميگه غضنفر با آبجيش رفت سينما. مي گن خره منظورمون شاش بود: ميگه خب با داداشاش رفت!

منتظر باش اما معطل نشو.تحمل کن اما توقف نکن.قاطع باش اما لجباز نباش.صریح باش اما گستاخ نباش.بگو اره اما نگو حتما.بگو نه اما نگو ابدا

امیدوارم خدا موانع رو از سر راهت برداره چون خر نمیتونه مثل اسب از روی موانع بپره

غضنفر خودشو دار ميزنه. پزشکي قانوني اعلام مي کنه : دليل مرگ : ضربه ي مغزي. مي رن تحقيق مي کنن مي بينن با کش خودشو دار زده

دوست داشتن را بايد از دختر بچه ها ياد گرفت. آنها در مقابل محبتي كه به عروسك خود مي كنند از او انتظار محبت متقابلي ندارند آنها بدون هيچ توقعي عروسكشان را دوست دارند و دوست داشتن واقعي يعني همين

بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود فهمیدم لبخند همیشه راز خوشبختی نیست

افلاطون می گه: اگه با دلت چیزی یا کسی رو دوست داری زیاد جدی نگیرش، چون ارزشی نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که دیدنه، اما اگه یه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه

زندگي سخت نيست ما سختش مي كنيم *عشق قشنگ نيست ما قشنگش مي كنيم *دل ما تنگ نيست ما تنگش مي كنيم *دل هيچكس سنگ نيست ما سنگش مي كنيم

گفته بودي که چرا محو تماشاي مني وآن چنان مات که يک دم مژه بر هم نزني مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدني

باز باران بي ترانه***گريه هايم عاشقانه*** مي خورد بر سقف قلبم*** ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت*** باورت شايد نباشد***مرده است قلبم ز دستت*** فكر آنكه با تو بودم*** با تو بودم شاد بودم***توي دشت آن نگاهت*** گم شدن در خاطراتت****

هيتلر به ناپلئون:ما براي شرف مي جنگيم ولي شما براي پول. ناپلئون:هرکسي براي چيزي که نداره ميجنگه

زيباترين عكسها در اتاقهاي تاريك ظاهر ميشن ! پس هر وقت تو قسمت تاريك زندگيت واقع شدي .. بدون كه خدا مي خواد 1 تصوير زيبا ازت بسازه

هنگاميکه از جاده هاي شب عبور ميکني هرگز در اين انديشه مباش که خورشيد براي تو بيگانه طلوع خواهد کرد و قلبي که به هوس گفت : دوستت دارم بدان که هرگز معني لغت عشق را نخواهد داشت

امیدوارم با آمدن پاییز هر یک برگی که از درخت می افته یه دونه از غم های توی دلت کم بشه و دیگه هیچ وقت ناراحت نباشی.

می دونی فرق تو با یانگوم چیه؟ یانگوم جواهری در قصره ولی تو قصری از جواهری!

مثل شقایق زندگی کن، کوتاه اما زیبا
مثل پرستو کوچ کن، فصلی اما هدفمند
مثل پروانه بمیر، دردنام اما عاشق

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 6:28  توسط شهرام | 

 

این هم جدید ترین نسخه یاهو مسنجر۹ برای دانلود

امکانات جدید نمایش عکس‌های فلیکر را به صورت یک اسلاید شو - ارتقای گرافیک لیست دوستان - در نسخه نهم فایل‌ها به حجم 2 گیگابایت را می‌توان ارسال کرد ، این فایل‌ها با آنتی‌ویروس نورتون به صورت خودکار ، اسکن می‌شوند.
داشتن پوسته‌های جدید - فوروارد تماس به ارئه‌دهندگان خدمات VoIP - ارسال SMS ‌به تلفن‌های موبایل دوستان - خندانک‌های جدی

                       

برخی از امکانات اظافه شده در این نسخه :

  • اظافه شدن تم و امکان عوض کردن آن و تغییر چهره یاهو مسنجر
  • امکان ارسال اس ام اس رایگان
  • امکان نشان دادن ویدو های آنلاین (یو تیوب ,گوگل و …) به شخصی که با او چت میکنید
  • تغییر چهره ظاهری و تغیر صدا ها
  • تغییر چهره ظاهری و صدا های آن
  • نمایش عکس با دریافت لینک
  • اظافه شدن شکلک های جدید

                لینک دانلود: http://download.yahoo.com/dl/msgr9/us/ymsgr9us.exe

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 6:18  توسط شهرام | 

روزي مرد کوري روي پله‌هاي ساختماني نشسته و کلاه و تابلويي را در کنار پايش قرار داده بود روي تابلو خوانده ميشد: من کور هستم لطفا کمک کنيد . روزنامه نگارخلاقي از کنار او ميگذشت نگاهي به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اينکه از مرد کور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت ان را برگرداند و اعلان ديگري روي ان نوشت و تابلو را کنار پاي او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صداي قدمهاي او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسي است که ان تابلو را نوشته بگويد ،که بر روي ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چيز خاص و مهمي نبود، من فقط نوشته شما را به شکل ديگري نوشتم و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هيچوقت ندانست که او چه نوشته است ولي روي تابلوي او خوانده ميشد:

                             امروز بهار است، ولي من نميتوانم آنرا ببينم !!!!!

وقتي کارتان را نميتوانيد پيش ببريد استراتژي خود را تغيير بدهيد خواهيد ديد بهترينها ممکن خواهد شد باور داشته باشيد هر تغيير بهترين چيز براي زندگي است. حتي براي کوچکترين اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مايه بگذاريد اين رمز موفقيت است .... لبخند بزنيد

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 11:59  توسط شهرام | 

     

                               

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 11:53  توسط شهرام | 
              

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 11:40  توسط شهرام |